حسين مدرسى طباطبائى

163

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

با توجه به اختلاف زمانى تأليف مفتاح الفلاح با تاريخ زندگانى وى در صحت اصل يا اسناد داستان تأمل نموده است « 1 » . درحالىكه آن مىتواند از همين معز الدين محمد صدر مورد سخن باشد . به‌نظر چنين مىرسد كه معز الدين محمد لقب و نام همان قاضى خان حسنى سيفى قزوينى باشد كه در مآخذ او را به لقب مشهورش خوانده و ياد كرده‌اند . ظاهرا جز اين راهى براى حل مشكل نمىتوان يافت . معز الدين محمد الحسنى الحسينى چون توليت آستانهء متبركهء معطرهء امام‌زادهء واجب التعظيم و التكريم [ امام‌زاده حسين عليه التحية و الثنا ] / به سادات عظام مراعشه متعلق است و از قديم الايام الى الان / عزل و نصب خدمه و عمله و فعلهء آن سركار منوط به رأى سادات مشار اليهم بوده و همگى آن جماعت به عزل ايشان معزول و به نصب ايشان منصوب بوده‌اند / بنابراين سيادت پناه مير منصور خادم و درويش كفشدار و جاروب‌كش و مشعل‌دار و مؤذن و ساير عمله و فعلهء آن سركار به دستور خود را / به عزل سادات عظام مشار اليهم معزول و به نصب ايشان منصوب شناسند و بعد اليوم مطلقا بدون اذن و رضاى سادات مذكوره / در خدمات آن سركار مدخل ننموده ، به احكام و امثلهء سابق كه در دست داشته باشند يا گذرانند مستند نشوند و بعد از آن‌كه هريك از ايشان را كه / سادات مومى اليهم در خدمت متعلقهء به او رخصت دهد به نوعى كه موافق شريعت غرا و رضاى سادات « 2 » آن آستانه باشد

--> ( 1 ) . ريحانة الادب 4 : 45 چاپ اول . ( 2 ) . نخست « متوليان » بوده كه روى آن « سادات » نوشته‌اند .